"20 قانون برای نوشتن داستان های کارآگاهی" توسط S. S. Van Dine، یکی از T. S. نویسندگان ژانر مورد علاقه الیوت (1928)

  • 2021-01-2

ss dine rules for writing detective fiction

به نظر می رسد که هر نسلی، ژانر تخیلی پرفروش خود را دارد. ما فانتزی داشته‌ایم و حداقل در تاریخ بسیار اخیر، عاشقانه‌های خون‌آشام ما را مشغول خواندن کرده است. دهه پنجاه و شصت فیلم های وسترن و علمی تخیلی خود را داشت. و در دهه چهل، اگر بشنوید، تعجب آور نیست، داستان پلیسی در همه جا خشمگین بود. به حدی که - مانند بسیاری از منتقدان متضاد عصبانی امروزی - ادموند ویلسون، ذوق‌شناس محترم ادبی، در سال 1944 یک اثر بداخلاق نیویورکر نوشت و محبوبیت آن را اعلام کرد و نوشت: «در سن دوازده سالگی... داشتم از این نوع ادبیات بیشتر می‌شدم». این فرم، یعنی توسط ادگار آلن پو، آرتور کانن دویل و ویلکی کالینز تکمیل شد و توسط تعدادی از نویسندگان کتاب در زمان ویلسون تقلید شد. داستان‌های کارآگاهی، در واقع، در چند دهه اول قرن بیستم مد بودند - از زمان ظهور شرلوک هلمز و شخصیتی مشتق شده در سال 1907 به نام «ماشین متفکر» که به نظر می‌رسد مسئول از دست دادن علاقه ویلسون بود.

بنابراین، وقتی ویلسون فهمید که «از همه مردم»، پل گریمستاد می نویسد، T. S. الیوت «یک طرفدار فداکار این ژانر بود»، او باید به‌ویژه ناامید شده باشد، زیرا الیوت را «اقتداری بی‌عیب در قضاوت ادبی» می‌دانست. سلایق الیوت بسیار بیشتر از آن چیزی بود که اکثر منتقدان تصور می‌کردند، «نگرش او نسبت به اشکال هنری عامه پسند... بزرگ‌تر و مبهم‌تر از آن چیزی که اغلب به او اعتبار می‌دادند». ریتم‌های رگتایم در شعرهای اولیه‌ی او نفوذ می‌کند و «در سال‌های پایانی زندگی‌اش چیزی جز این نمی‌خواست که در برادوی موفق شود».(او موفق شد، شانزده سال پس از مرگش.) الیوت گفتگو و شعر خود را با نقل قول هایی از آرتور کانن دویل تقویت کرد و چندین نقد درخشان از رمان های پلیسی نویسندگانی مانند دوروتی سایرز و آگاتا کریستی در طول دوره «عصر طلایی» این ژانر نوشت و آنها را به صورت ناشناس منتشر کرد. در مجله ادبی خود به نام The Criterion در سال 1927.

یک رمان که او را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده است با عنوان پرونده قتل بنسون توسط یک نویسنده آمریکایی به نام S. S. Van Dine ، نام قلم یک منتقد هنری و سردبیر به نام ویلارد هانتینگتون رایت. الیوت با اشاره به یک مورخ برجسته هنر - که سلیقه آنها را راهنمایی می کند - ون دین از "روش هایی مشابه با مواردی که برنارد برنسون برای نقاشی ها اعمال می کند" استفاده کرد. او دلیل خوبی برای توصیف ون دین یک حساسیت متصدی داشت. پس از یک خرابی عصبی ، نویسنده "دو سال را در رختخواب گذراند و بیش از دو هزار داستان کارآگاه را در رختخواب خواند ، در طی مدت زمان او فرمول های ژانر را تقطیر کرد و شروع به نوشتن رمان کرد."سال بعد از بررسی تقدیر کننده الیوت ، ون دین مجموعه معیارهای خود را برای کارآگاه داستانهای در شماره 1928 مجله آمریکایی منتشر کرد. می توانید "بیست قانون برای نوشتن داستان های کارآگاه" را در زیر بخوانید. آنها شامل نسخه هایی از جمله "نباید هیچ علاقه عشق وجود داشته باشد" و "خود کارآگاه یا یکی از محققان رسمی ، هرگز نباید مقصر باشد."

البته قوانینی برای شکسته شدن ساخته شده اند (فقط از G. K. Chesterton بپرسید) ، مشروط بر اینکه یک هوشمندانه و به اندازه کافی باتجربه باشد تا آنها را دور بزند یا از آنها دور کند. اما کارآگاه تازه کار یا نویسنده رمز و راز مطمئناً می تواند بدتر از توصیه های زیر از یکی از T. S باشد. نویسندگان کارآگاه مورد علاقه الیوت. ما همچنین از شما می خواهیم که 10 فرمان ریموند چندلر را برای نوشتن داستان های کارآگاه ببینید.

داستان کارآگاه نوعی بازی فکری است. این بیشتر است - این یک رویداد ورزشی است. و برای نوشتن داستانهای کارآگاه ، قوانین بسیار مشخصی وجود دارد - نانوشته ، شاید ، اما هیچ چیز کمتری لازم نیست. و هر یک از افراد محترم و احترام خود رازهای ادبی به آنها زندگی می کند. از این رو ، پس از آن ، یک نوع معتبر است که بخشی از آن بر اساس تمرین همه نویسندگان بزرگ داستانهای کارآگاه ، و بخشی از آن بر اساس وجدان درونی نویسنده صادق است. به شوخ طبعی:

1. خواننده برای حل رمز و راز باید با کارآگاه فرصت برابر داشته باشد. همه سرنخ ها باید به طور واضح بیان و توصیف شوند.

2. هیچ ترفند و فریب و فریبنده ای ممکن است به غیر از آنهایی که توسط جنایتکار خود کارآگاه بازی می کردند ، روی خواننده قرار گیرد.

3. نباید علاقه ای به عشق داشته باشد. تجارت در دست این است که یک جنایتکار را به نوار عدالت بیاوریم ، نه اینکه یک زوج دوست داشتنی را به محراب Hymeneal بیاورند.

4. خود کارآگاه یا یکی از بازپرسان رسمی هرگز نباید مقصر شناخته شود. این حیله‌ای است که با ارائه یک پنی روشن به ازای یک قطعه طلای پنج دلاری برابری می‌کند. بهانه های واهی است

5. مقصر باید با استنباطات منطقی مشخص شود - نه تصادفی یا تصادفی یا اعتراف بی انگیزه. حل یک مشکل جنایی به این روش اخیر مانند این است که خواننده را به تعقیب عمدی غاز وحشی بفرستید و بعد از اینکه شکست خورد به او بگویید که هدف جستجوی او همیشه در آستین شما بوده است. چنین نویسنده ای بهتر از یک جوکر عملی نیست.

6. رمان پلیسی باید یک کارآگاه در خود داشته باشد; و کارآگاه کارآگاه نیست مگر اینکه کشف کند. وظیفه او جمع آوری سرنخ هایی است که در نهایت به فردی که کار کثیف فصل اول را انجام داده است، می انجامد. و اگر کارآگاه از طریق تجزیه و تحلیل آن سرنخ ها به نتیجه نرسد، مشکل خود را بیشتر از پسر مدرسه ای که پاسخ خود را از پشت حساب می گیرد حل نکرده است.

7. در یک رمان پلیسی باید جسد وجود داشته باشد و هر چه جسد مرده تر باشد بهتر است. جنایتی کمتر از قتل کافی نیست. سیصد صفحه برای جنایتی غیر از قتل بسیار زیاد است. به هر حال، زحمت خواننده و مصرف انرژی باید پاداش داده شود.

8. مشکل جرم را باید با ابزار کاملاً طبیعی حل کرد. روش‌هایی برای یادگیری حقیقت مانند لوح‌نویسی، تابلوهای اویجا، ذهن‌خوانی، جلسات معنویت‌گرایانه، نگریستن به بلور و مواردی از این قبیل، تابو هستند. یک خواننده وقتی عقل خود را با یک کارآگاه خردگرا تطبیق می دهد شانس دارد، اما اگر مجبور شود با دنیای ارواح رقابت کند و به دنبال بعد چهارم متافیزیک باشد، از همان ابتدا شکست می خورد.

9. باید فقط یک کارآگاه وجود داشته باشد - یعنی یک قهرمان داستان کسر - یک deus ex machina. این که ذهن سه یا چهار نفر یا گاه گروهی از کارآگاهان را درگیر مشکلی بکند، نه تنها به معنای پراکنده کردن علاقه و شکستن رشته منطق است، بلکه سوء استفاده ناعادلانه از خواننده است. اگر بیش از یک کارآگاه وجود داشته باشد، خواننده نمی داند رمزگذار او کیست. مانند این است که خواننده را وادار به مسابقه با یک تیم رله کنید.

10. مقصر باید فردی باشد که نقش کم و بیش برجسته ای در داستان بازی کرده است - یعنی شخصی که خواننده با او آشنا است و به او علاقه مند است.

11. یک بنده نباید توسط نویسنده به عنوان مقصر انتخاب شود. این یک سوال نجیب است. این یک راه حل خیلی آسان است. مقصر باید یک شخص کاملاً ارزشمند باشد-شخصی که معمولاً تحت ظن قرار نمی گیرد.

12. مهم نیست که چند قتل مرتکب شده باشد. البته مقصر ممکن است یک یاور جزئی یا همکار داشته باشد. اما کل اونس باید روی یک جفت شانه استراحت کند: کل عصبانیت خواننده باید مجاز به تمرکز روی یک طبیعت سیاه واحد باشد.

13. جوامع مخفی ، کاموراس ، مافیا ، و همکاران.، جایی در یک داستان کارآگاه ندارید. یک قتل جذاب و واقعاً زیبا توسط هرگونه مقصر بودن عمده فروشی از بین می رود. مطمئناً ، قاتل در یک رمان کارآگاه باید یک فرصت ورزشی به او داده شود. اما خیلی دور است تا به او یک جامعه مخفی اعطا شود تا دوباره به آنجا بیفتد. هیچ قاتل با احترام به کلاس بالا چنین شانس هایی را نمی خواهد.

14. روش قتل و وسیله تشخیص آن باید منطقی و علمی باشد. یعنی شبه علمی و وسایل کاملاً تخیلی و سوداگرانه در پلیس رومی قابل تحمل نیست. هنگامی که یک نویسنده به قلمرو فانتزی ، به شیوه ژول ورن تبدیل می شود ، او خارج از مرز داستان های کارآگاه است و در قسمت های Uncharted Adventure قرار می گیرد.

15. حقیقت مسئله باید همیشه آشکار باشد - به شرط آنکه خواننده به اندازه کافی زیرک باشد تا آن را ببیند. منظور من این است که اگر خواننده ، پس از یادگیری توضیحات مربوط به جرم ، باید کتاب را دوباره خواند ، می دید که این راه حل به یک معنا در چهره خیره شده است-این همه سرنخ ها واقعاً به مقصر اشاره می کردند.- و این ، اگر او به اندازه کارآگاه باهوش بود ، می توانست خود را رمز و راز حل کند بدون اینکه به فصل آخر برود. این که خواننده باهوش غالباً مشکل را حل می کند بدون گفتن است.

16. یک رمان کارآگاه نباید حاوی گذرگاه های توصیفی طولانی باشد ، هیچ ادبی با شماره های جانبی ، هیچ شخصیت کاملاً کارآمد ، بدون دلهره های "جوی" وجود ندارد. چنین مواردی در سابقه جرم و کسر جایگاه مهمی ندارد. آنها این عمل را نگه می دارند و موضوعاتی را با هدف اصلی معرفی می کنند ، یعنی بیان یک مشکل ، تجزیه و تحلیل آن و نتیجه گیری موفق. مطمئناً ، باید یک توصیف و توصیف شخصیت کافی برای ارائه صحت رمان وجود داشته باشد.

17. یک جنایتکار حرفه ای هرگز نباید با گناه یک جرم در یک داستان کارآگاه ، شانه شود. جنایات توسط خانه داران و راهزنان استان ادارات پلیس است - نه از نویسندگان و کارآگاهان درخشان آماتور. یک جنایت واقعاً جذاب یکی از آنها توسط ستون یک کلیسا یا یک اسپینستر که برای خیریه های خود ذکر شده است ، انجام شده است.

18. جرم در یک داستان کارآگاه هرگز نباید به عنوان یک تصادف یا خودکشی معلوم شود. پایان دادن به یک ادیسه خوابیدن با چنین ضد اوج ، این است که خواننده قابل اعتماد و مهربان را به هم بزنید.

19. انگیزه های همه جنایات در داستانهای کارآگاه باید شخصی باشد. توطئه های بین المللی و سیاست های جنگ متعلق به دسته های مختلف داستان است-به عنوان مثال در داستان های سرویس مخفی. اما یک داستان قتل باید Gemütlich باشد ، به اصطلاح. این باید تجربیات روزمره خواننده را منعکس کند ، و به او یک خروجی خاص برای خواسته ها و احساسات سرکوب شده خود بدهد.

20. و (برای دادن امتیاز من به یک امتیاز یکنواخت) از این طریق چند دستگاه را لیست می کنم که هیچ نویسنده ای از داستان کارآگاه خود به خود احترام نمی گذارد ، اکنون از آن استفاده نمی کند. آنها اغلب به کار گرفته شده اند و برای همه دوستداران واقعی جرم ادبی آشنا هستند. استفاده از آنها اعتراف به ناسازگاری و عدم اصالت نویسنده است.(الف) تعیین هویت مقصر با مقایسه باسن یک سیگار که در صحنه جنایت باقی مانده است با مارک دودی شده توسط یک مظنون.(ب) معنویت بدبختی جعلی برای ترساندن مقصر در دادن خود.(ج) اثر انگشت جعلی.(د) Alibi شکل ساختگی. ه) سگی که پارس نمی کند و از این طریق این واقعیت را نشان می دهد که متجاوز آشنا است.(ج) پین شدن نهایی جنایت بر روی یک دوقلو یا یک خویشاوندی که دقیقاً شبیه شخص مظنون اما بی گناه است.(g) سرنگ هیپودرمی و حذفی کاهش می یابد.(ح) کمیسیون قتل در یک اتاق قفل شده پس از اینکه پلیس در واقع شکسته شد. (i) آزمون کلمه انجمن برای گناه.(j) رمزنگاری یا نامه کد ، که در نهایت توسط Sleuth کشف می شود.

محتوای مرتبط:

جاش جونز نویسنده و نوازنده مستقر در دورام ، NC است. او را در jdmagness دنبال کنید

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.